تبلیغات
فرهنگی - بازبینی محتوای کتاب‌های درسی وچپ گرا
شنبه 28 آذر 1388

بازبینی محتوای کتاب‌های درسی وچپ گرا

   نوشته شده توسط: مهران اورامی نژاد    

مدافعان انقلاب فرهنگی معتقد بودند که رشته‌های علوم انسانی از فرهنگ غربی تأثیر پذیرفته‌اند و برای پاکسازی و اسلامی‌سازی آن موضوع‌های مورد بحث در این رشته‌ها و ابزارها و روش‌های تحقیقی این رشته‌ها باید اصلاح شود. به عقیده طرفداران انقلاب فرهنگی، رشته‌های علوم انسانی در شکل «پاکسازی نشده» آن از مصادیق تهاجم فرهنگی بود. رابطه ایران و غرب موضوع داغی در ایران و هم در غرب بوده و گاه تحت عنوان «تهاجم فرهنگی»، «برخورد تمدن‌ها»[پانویس ۱] و یا گفتگو تمدن‌ها مورد بحث قرار می‌گیرد.[۲۳]

شورای انقلاب فرهنگی مامور شد تا بر اعمال ارزشهای اسلامی بر نظام آموزشی کشور نظارت نماید. شورای انقلاب فرهنگی دروس دانشگاهی را به پنج گروه تقسیم نمودند: علوم انسانی (شامل علوم اجتماعی)، کشاورزی، مهندسی و تکنولوژی، پزشکی و علوم پایه. بازبینی هر گروه این کتاب‌ها زیر نظر یک گروه تخصصی اداره می‌شد.[۲] زیر مجموعه‌های شورای انقلاب فرهنگی (به‌ویژه سازمان سمت) که به تدوین و بازبینی کتب درسی دانشگاهی می‌پرداخت و عمدتا توسط روحانیون اداره می‌شد توانست تا سال ۱۳۶۴ حدود ۳۰۰۰ عنوان کتاب که در آن دیدگاه‌های اسلامی اعمال شده بود، تدوین نماید. [۵] البته نقش روحانیون در کتاب‌های علوم انسانی پررنگتر بود تا کتاب‌هایی در زمینه پزشکی و علوم‌پایه که روحانیان دانش کمتری در آنها داشتند. [۲] اگر چه تمامی کتب دچار تغیرات گردیدند.

کتاب‌های علوم انسانی، اجتماعی و علوم دینی بطور ویژه‌ای با هدف زدودن آثار نظام سلطنتی و تفکرات غربی و استعماری مورد بازبینی قرار گرفت. [۲۴] [۲] کتاب‌های علوم انسانی بطور ویژه‌ای مورد بازبینی قرار گرفت زیرا آنان را محصولات وارداتی غرب می‌دانستند که «حامل ارزشهای غربی است». در این میان رشته‌هایی مانند اقتصاد و حقوق دچار تغییرات بنیادی شدند. مثلا در اقتصاد تئوری‌های معمول اقتصاد مانند عرضه و تقاضا با موادی تحت عنوان اقتصاد اسلامی جایگزین گردیدند و کتب حقوق با توجه به شریعت اسلامی بازنویسی شدند.[۲] این دوران چهره‌های سلطنتی و قهرمانان و شخصیت‌های سکولار از کتاب‌ها حذف گردیدند و با قهرمانان مورد قبول نظام مانند شیخ فضل الله نوری، مدرس و میرزا کوچک‌خان جایگزین شدند. [۲۰]

[ویرایش] حذف تفکرات چپگرا

علی قیصری و ولی نصر می‌نویسند که پس از استعفای مهدی بازرگان عملا دوران دمکراسی در ایران به پایان رسید. طرفداران دمکراسی دو طیف منتقد داشتند؛ یکی تفکرات چپ که عمدتا آنان را لیبرال و بورژوا می‌دانستند و بنیادگرایان که طرفداران دمکراسی و اسلامیون میانه‌رو را غرب‌زده می‌دانستند. چپ‌ها می‌انگاشتند که با رفتن بازرگان که او را آمریکایی می‌پنداشتند، این گروه از معادلات سیاسی حذف خواهد شد و چپ‌ها می‌توانند در بدست‌گیری قدرت با بنیادگرایان رقابت کنند. اما عملا این یک اشتباه محاسباتی بود زیرا طرفداران خمینی شروع به چپ‌زدایی کردند. بازپس‌گیری سمت‌ها و کرسی‌های موجود در دست چپ‌ها، حمله به تجمعات و دستگیری اعضای این جنبش‌ها و حمله به دفاتر آنان، پاره‌ای اقدامات برای از بین بردن قدرت مانور چپ‌ها در ایران بود. انقلاب فرهنگی و حمله به دانشگاه‌ها مثال بارز این چپ‌زدایی بود. که به دستگیری و اخراج اساتید و دانشجویان چپ در خرداد ۱۳۶۱ انجامید و عملا دانشگاه تهران به دست نمازگزاران نماز جمعه افتاد و در اختیار بنیادگرایان قرار گرفت.[۴]

[ویرایش] شریعت اسلامی و جنسیت

در طول دوران انقلاب فرهنگی پاره‌ای اقدامات توسط وزارت آموزش و پرورش و وزارت فرهنگ و آموزش عالی جهت اسلامی کردن مسایل جنسی در موسسات آموزش عالی اعمال گردید. جدا کردن جنسیتی مدارسی که هنوز مختلط بودند. اجباری کردن پوشش اسلامی در مدارس و دانشگاه‌ها، ممنوع کردن تحصیل بانوان در بعضی رشته‌ها و بازبینی کتاب‌های درسی و زدودن عکس‌های زنان بی‌حجاب از این کتاب‌ها در طول این سال‌ها اعمال گردید. [۳] در سال ۱۳۶۴ شورای عالی انقلاب فرهنگی محدودیت‌هایی بر سر تحصیل زنان در رشته‌های مهندسی، علوم، فناوری، و کشاورزی وضع نمود. اما بر اثر مقاومتها و رایزنی‌های صورت گرفته از طریق شورای سیاست گذاری و شورای سیاست گذاری و هماهنگی در مسأئل فرهنگی و اجتماعی زنان (تاسیس در سال ۱۳۶۸) شورای عالی را مجبور نمود تا تمام این موانع در پذیرش زنان را تا سال ۱۳۷۰ بردارد.[۳] در اثر انقلاب فرهنگی رادیو و تلویزیون ایران در برنامه‌های خود تغییر رویه داده و از آن به بعد تنها برنامه‌های مذهبی و برنامه‌های مورد تایید نظام جمهوری اسلامی ایران پخش می‌کردند. [۱]

[ویرایش] گزینش استادان و دانشجویان

تعداد زیادی از اساتید دانشگاه و معلمان لیبرال و یا دارای عقاید رادیکال شامل تعداد زیادی از اساتید و معلمان زن اخراج و یا به اجبار بازنشسته شدند. همچنین اخراج اساتیدی که دارای گرایشاتی به نظام سلطنتی بودند،[۳] [۱] [۲] محرومیت دانشجویان و محکوم کردن علنی بسیاری از فرهیختگان علمی و فرهنگی ایران[۱] و نیز تعطیلی دانشگاه‌ها به مدت ۳ سال از تبعات آن به شمار می‌رود.[۱۵] از زمان انقلاب فرهنگی سیستمی برای گزینش استادان برقرار شد. از آن زمان برای استخدام اساتید دو گزینش جداگانه بوجود آمد. اولین گزینش، گزینشی علمی و دیگری گزینش عقیدتی و سیاسی بود. [۲] بر اساس آمار وزارت فرهنگ و آموزش عالی، در طی انقلاب فرهنگی حدود هشت هزار نفر از اساتید دانشگاه‌ها که تقریباً نیمی از کل اساتید دانشگاه در ایران می‌بودند از دانشگاه‌ها کنار گذاشته شدند.[۲۵][۷]

[ویرایش] بازگشایی دانشگاه‌ها

بازطراحی نظام آموزش عالی بیش از زمانی که مورد انتظار بود طول کشید. این مساله و بسته بودن دانشگاه‌ها برای مدت طولانی وضع ناامید کننده‌ای برای استادان دانشگاه، کارکنان و دانشجویان و از همه بدتر خیل عظیمی از فارغ‌التحصیلان مدارس که راهی برای ادامه تحصیل در پیش نداشتند، بوجود آورد. این مساله به همراه شرایط بحرانی زمان جنگ کشور را با مشکلات بزرگی مواجه کرده بود. با در نظر گرفتن این مسایل نظام کم کم شروع به بازگشایی مدارس نمود. در بهار ۱۳۶۱ابتدا دانشجویانی که کمتر از ۲۵ واحد درسی برای فارغ التحصیلی در پیش داشتند به دانشگاه‌ها فراخوانده شدند و سپس دانشجویان پزشکی به دانشگاه‌ها برگشتند. [۱۱] ۲۷ آذرماه ۱۳۶۱، دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی کشور پس از ۳۰ ماه تعطیلی مجدداً بازگشایی شد. این روز در تقویم جمهوری اسلامی ایران، روز وحدت حوزه و دانشگاه نام گرفته‌است. [۱۵] با اینحال پس از بازگشایی دانشگاه‌ها، سوابق سیاسی و عقیدتی داوطلبان ورود به دانشگاه‌ها توسط «کمیته‌های گزینش» مورد ارزیابی قرار می‌گرفت و به بسیاری از دانشجویان دارای عقاید سیاسی خاص و آنهایی که صلاحیت عقیدتی آنها به تایید نظام نرسیده‌بود اجازه ثبت‌نام مجدد نیافتند.[۱۱]

[ویرایش] تأسیس دانشگاه‌ها و نهادهای جدید

بگفته احمد اشرف در دانشنامه ایرانیکا، از جمله پیامدهای اصلی انقلاب فرهنگی تأسیس دانشگاه‌های جدید در شهرستان‌ها بوده‌است. این کار با هدف افزایش دسترسی شهرستانی‌ها به امکانات آموزشی دانشگاهی انجام شد. دانشگاه تربیت مدرس جهت آموزش معلمین مدارس و دانشگاه‌ها تأسیس شد. همچنین جدای از ساختار دانشگاهی، مدارس پزشکی‌ای برای تربیت امدادیاران تحت نظارت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی راه اندازی شد. اما مهمترین تغییرات، تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی با شعبه‌هایی در سرتاسر ایران می‌باشد. دانشگاه آزاد اسلامی دانشگاهی خصوصی بوده که در ازای دریافت شهریه بالایی همه متقاضیان را می‌پذیرد.[۷] به جهت خروج بسیاری از متخصصین از ایران و کمبود استاد در سطح دانشگاه‌ها دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترا بخصوص در دانشگاه‌های فنی تاسیس شدند. همچنین نهادهایی مانند جهاد دانشگاهی و انجمن‌های اسلامی تاسیس شدند تا فعالیت‌های دانشجویی را تحت کنترل داشته باشد و آنرا تحت مرزها و خطوط مورد تایید نظام نگه‌دارد. این دو نهاد وظیفه اسلامی کردن دانشگاه‌ها و سازمان‌دهی برنامه‌های فوق برنامه در دانشگاه‌ها مانند سخنرانی‌ها، جلسات سیاسی، کنفرانس‌ها و نمایشگاه‌های کتاب را برعهده داشتند. همچنین این نهادها برعملکرد استادان و دانشگاه‌ها نظارت داشتند. [۸]

[ویرایش] انقلاب فرهنگی و پژوهش

در دوران بسته بودن دانشگاه‌ها از استادان دانشگاه خواسته شد که به ترجمه کتاب‌های دانشگاهی بپردازند. همچنین بعضی استادان این فرصت را یافتند تا از امکانات پژوهشی موسسه «جهاد دانشگاهی» استفاده نمایند. [۱۱] با این وجود در طی انقلاب فرهنگی بسیاری از کارهای تحقیقی به حال تعلیق در آمد. در طی سالهای تعطیلی دانشگاه (۲ سال برای رشته پزشکی و ۳ سال برای بقیه رشته‌ها) و سالهای بعد بسیاری از محققین کشور را ترک نمودند. محققینی نیز که ماندند در بسیاری از اوقات در معرض اتهام بی میلی به انقلاب و یا حتی ضد انقلابی بودن قرار داشتند. در طی سالهای اول انقلاب بسیاری از رشته‌های تحقیقی و علوم بی مصرف و یا حتی مانند علوم اجتماعی ضد اسلامی شناخته می‌شدند. بسیاری از محققان و اساتید دانشگاه در ایران پس از انقلاب فرهنگی به کار خود برنگشت و به کار در بخش خصوصی و یا مشاوره پرداختند. در طول سالهای اول بعد از انقلاب فرهنگی اکثر محققین تنها مجبور به تدریس در دانشگاه‌ها شدند و شاید تنها محل امن موجود برای محققین در آن سال‌ها، مرکز فیزیک اتمی بود. آمارها نشان می‌دهد که تعداد مقالات چاپ شده ایران در ژورنال‌های معتبر خارجی از ۴۵۰ عدد در سال ۱۳۵۷ به حداکثر ۱۲۰ عدد در سال ۱۳۶۴ کاهش یافت.[۶]

سیاست‌های جدید مبنی بر تاسیس دانشگاه‌ها و رشته‌های جدید، تقاضای شدیدی برای تعداد بیشتری مدرسین دانشگاهی بوجود آورد. همزمان، با توجه به کاهش شدید تعداد استادان دانشگاه بر اثر تصفیه‌های دوران انقلاب فرهنگی و مهاجرت بسیاری از استادان دانشگاه به خارج از کشور، کمبود شدید استاد دانشگاهی را در دانشگاه‌ها بوجود آورد. جهاد دانشگاهی در سال ۱۳۷۱ اعلام نمود که ایران با کمبود ۹۰۰۰ استاد دانشگاه مواجه‌است. این کمبود مدرس، استادان دانشگاه را به تدریس همزمان در چندین دانشگاه و کار در دانشگاه‌های شهرهای دورافتاده به‌عنوان استاد پروازی مجبور نمود. کیفیت ارائه درس‌های دانشگاهی افت نمود و و منابع و جزوه‌های آموزشی درسی بروز نشده در دانشگاه تدریس می‌شد. این کمبود استاد سبب شد که استادان درس دادن و کارهای پرسنلی را جایگزین تحقیق و پژوهش نمایند


feet problems
یکشنبه 26 شهریور 1396 04:43 ب.ظ
I'm not sure exactly why but this weblog is loading incredibly slow for me.
Is anyone else having this problem or is it a issue on my
end? I'll check back later on and see if the problem still exists.
Foot Issues
یکشنبه 15 مرداد 1396 10:22 ب.ظ
Hi, every time i used to check blog posts here in the early hours in the daylight, since i love to find out
more and more.
Foot Pain
یکشنبه 15 مرداد 1396 12:37 ب.ظ
I really like what you guys tend to be up too.

Such clever work and coverage! Keep up the amazing works guys I've incorporated you guys to my blogroll.
http://goodjoker6969.jimdo.com
شنبه 7 مرداد 1396 09:52 ب.ظ
Wow! Finally I got a web site from where I know how to in fact take helpful information regarding
my study and knowledge.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر